سيد علي اكبر قرشي

18

قاموس قرآن ( فارسي )

بقره : 255 . مراد از آن قهرا عظمت واقعى و معنوى است نه مثل عظمت جسم . عظيم را عظيم الشأن و پادشاه معنى كرده‌اند ولى ظهور كلمه در عظمت معنوى است . مثل محيط و قادر بودن . اين كلمه در قرآن مجيد شش بار وصف ذات بارى تعالى آمده است يكى آيهء فوق ايضا * ( وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ) * شورى : 4 . * ( إِنَّه كانَ لا يُؤْمِنُ بِالله الْعَظِيمِ ) * حاقه : 33 . * ( فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ) * واقعة : 74 و 96 . و حاقه : 52 . ايضا در وصف افعال خدا آمده است مثل * ( ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * . همچنين در وصف : عذاب ، اجر فوز ، عرش ، كرب ، كيد زنان و غيره به كار رفته است . عفريت : * ( قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِه قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ ) * نمل : 39 . در قاموس و اقرب الموارد گفته : « الْعِفْريتُ : النَّافِذُ فى الامْرِ المبالغ فيه مِنْ دُهاءٍ - و الخَبيثُ الْمُنْكَرُ » در اقرب گفته : گويند « رَجُلٌ عِفْريتٌ وَاسَدٌ عِفْريتٌ » يعنى مرد قوى و شير قوى . در مجمع فرموده : اصل عفريت از عفر بمعنى تراب است كه او حريف خويش را به خاك مياندازد . على هذا بهتر است عفريت را در آيه قوى و زيرك معنى كنيم يعنى زيرك پر زورى از جنيّان گفت : من تخت ملكه را پيش از آنكه از جاى برخيزى برايت مياورم و آنچه امثال راغب آن را « العارم الخبيث » ( موذى پست ) معنى كرده‌اند مناسب نيست . از نهايهء ابن اثير روشن مىشود كه تاء عفريت زائد و اصل آن عفرى و آن بمعنى قوى و زيرك است و در نامهء ابو موسى آمده : « غَشِيَهُمْ يَوْمَ بَدْرٍ ليثاً عِفْرياً » روز بدر در حالى كه مثل شير قوى و زيرك بود بر سر كفار آمد ظاهرا ابو موسى اين كلمه را در مدح على عليه السّلام گفته است . رجوع شود به « نهايه » . عفف : عفّت بمعنى مناعت است در شرح آن گفته‌اند : حالت نفسانى در شرح آن گفته‌اند : حالت نفسانى است كه از غلبهء شهوت باز دارد پس